مرتضى مطهرى

51

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

منظور كرسى موريسن از اين بيان اين است كه ثابت كند در پيدايش و آغاز حيات دست خالقى دخالت داشته است زيرا با علل مادى و طبيعى قابل توجيه نيست . وى راجع به ابتداى پيدايش انسان و تحول عظيمى كه موجب شد موجودى پيدا شود عاقل و متفكر و داراى قدرت خارق العادهء تفكر و نيرويى كه بتواند « علوم » را به وجود آورد ، مىگويد : « ظهور انسان عاقل متفكر ، غامض‌تر از آن است كه تصور كنيم اين ظهور معلول تحولات ماده است و دست خالقى در آن دخالت نداشته است . » اين بود نمونه‌اى از طرز تفكر و استدلال اين دسته راجع به رابطهء حيات با ارادهء خداوند . لزومى ندارد كلمات ديگران را كه كم و بيش مشابه همين بيان است و اختلاف جوهرى با آن ندارد نقل كنيم . چنان كه مىدانيم ، تاكنون بشر هر چه سعى كرده نتوانسته است مادهء موجود زنده را با وسائل علمى بسازد ؛ يعنى نتوانسته مثلًا گندم مصنوعى با مواد شيميايى بسازد كه خاصيت حياتى داشته باشد كه اگر آن را بكارند سبز شود و دانه بدهد ، و يا نطفهء حيوان يا انسان را بسازد كه قابل تبديل به يك حيوان يا انسان باشد . ولى دانشمندان از سعى و كوشش در اين راه خوددارى نكرده‌اند و دارند زور آزمايى مىكنند و هنوز كاملا از نظر علمى بر خود آنها روشن نشده كه در آينده قادر به اين كار خواهند بود يا اين موضوع از حدود قدرت علمى و صنعتى بشر خارج است . اين موضوع هم كه مربوط به آينده است ، مثل موضوع آغاز حيات ، سر و صدايى در دنيا راه انداخته است و قهراً آن دسته از الهيون كه مىگويند حيات و زندگى به دست خداست ، و طرز بيان و منطقشان هم در رابطهء حيات با ارادهء خداوند همان بود كه ذكر شد ، در اين مسئله هم اظهار نظر مىكنند كه كوشش بشر در اين راه بىفايده است ، زيرا اختيار حيات به دست بشر نيست ، بسته به ارادهء خداوند است ، بشر نمىتواند به ارادهء خود و با وسائل علمى و صنعتى هر وقت بخواهد حيات و زندگى ايجاد كند ، پيغمبران هم كه به مادهء مرده جان مىدادند به اذن خدا بوده و اگر كسى بخواهد بدون اذن و اجازهء خدا اينچنين كارى بكند ، ممكن نيست و محال و ممتنع است و اگر بخواهد با اذن و اجازهء خدا بكند ، لازم مىآيد در رديف پيغمبران الهى قرار گيرد و معجزى به وجود آورده باشد و البته خداوند جز به دست انبياء و اولياء خود معجزى را